تبلیغات
گلهای کریستالی - مطالب مطالب زیبا
تاریخ : شنبه 4 بهمن 1393 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : raziye | نظرات
سلام به همه دوستان
بعضی لحظات تو زندگی هستن که آدم دوست نداره با هیچی عوضشون کنه
لحظه هایی که شاید برای همه پیش اومده باشه حالا یا کم یا زیاد.
آرزو میکنم براتون همیشه از این لحظات و احساسات خوب پیش بیاد.
متن زیر گویای لحظاتیه که به نظر من میتونه بهترین لحظات زندگیه آدم باشه

ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﻮﺟﯿﺐ ﻟﺒﺎﺳﺖ ﭘﻮﻝ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ
ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﻪ ﻣﻮﺯﯾﮑﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ
ﺩﻧﺒﺎﻟﺸﯽ ُ ﻫﯿﭻ ﺍﺳﻤﯽ ﺍﺯﺵ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯽ ﺭﻭ
ﯾﻬﻮ ﯾﺠﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ
ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﻥ ﺍﺯﺕ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺗﻮ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺭﺩ ﺑﺸﯽ
ﺑﺸﻨﻮﯼ
ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯼ ُُ ﺑﺨﻨﺪﯼ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﺕ ﺍﺷﮏ ﺑﯿﺎﺩ
ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﻪ ﺑﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺧﻮﺏ
ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺠﺎ ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻣﺖ ﺑﺨﻮﺭﻩ
ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻮﺍﺳﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﺳﺮﺗﻮ ﺑﯿﺎﺭﯼ ﺑﺎﻻ
ﺑﺒﯿﻨﯽ ﯾﮑﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﯿﻠﯽ
ﻋﻤﯿﻖ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺣﺲ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﺿﺎﯾﺖ
ﻧﮕﺎﻫﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﮐﻮﭼﯿﮑﻦ ﻭﻟﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺸﻦ ﺍﯾﺸﺎﻻ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻤﻮﻥ
ﭘﯿﺶ ﺑﯿﺎﺩ

شما هم اگه از این آرزو ها دارید برام تو قسمت نظرات بنویسید
موفق باشید



طبقه بندی: همه مطالب وبلاگ، مطالب زیبا، مطالب جالب و آموزنده،
برچسب ها: لحظات زیبا، آرزو های قشنگ، بهترین لحظات زندگی، آرزو، خنده، شادی، www.anesherli.ir،

تاریخ : چهارشنبه 16 مهر 1393 | 09:47 ق.ظ | نویسنده : raziye | نظرات
انیشتین می‌گفت: « آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند. »

استفان کاوی، از سرشناس‌ترین چهره‌های علم موفقیت، احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان  تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید.»

کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم

او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند: « صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد. بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود.بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»

آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می‌دهد

استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که: « راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و.... ».

اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم .»

« حقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. کلید یا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است که به آن معنا و مفهوم می‌دهد.

منبع : وبلاگ داستان های زیبا




طبقه بندی: سخنان بزرگان، مطالب جالب و آموزنده، همه مطالب وبلاگ، مطالب زیبا،
برچسب ها: انیشتین، گاهی به نگاهت نگاه کن، سخنان بزرگان، مطالب جالب و آموزنده،

تاریخ : سه شنبه 15 مهر 1393 | 03:01 ب.ظ | نویسنده : raziye | نظرات
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ
ﻣﺮﺍ ﺁﻓﺮﯾﺪﻧﺪ
ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺩﻧﺪﻩ ﭼﭗ ﻣﺮﺩﯼ
ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﺩﻡ !!!
ﺣﻮﺍﯾﻢ ﻧﺎﻣﯿﺪﻧﺪ …
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ …
ﻣﯿﻮﻩ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﻣﻦ ﺧﻮﺭﺩﻡ
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﮔﻨﺪﻡ ﺭﺍ،
ﻧﺴﻞ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺯﺍﺩﻩ ﻣﻨﺴﺕ،
ﻣﻦ …!!!!
ﺣﻮﺍ !!!!
ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﮤ ﺷﯿﻄﺎﻥ،
ﺷﺎﯾﺪ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﺪ
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﺴﻞ ﺁﺗﺶ
ﮐﻪ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻭ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻣﺮﺍﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻓﺮﯾﺒﻢ ﺩﺍﺩ
ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﮐﻪ ﻓﺮﯾﺒﻢ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ …
ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ .
ﺯﻟﯿﺨﺎﯼ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﺼﺮ ﻭ
ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﻪ ﯾﻮﺳﻒ ﻫﻢ . ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ
ﺯﻥ ﻟﻮﻁ ﻭ ﺯﻥ ﺍﺑﻮﻟﻬﺐ ﻭ ﺯﻥ ﻧﻮﺡ .
ﻣﻠﮑﻪ ﺳﺒﺎ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ
ﮔﺎﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﻢ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ ﻭ …
ﮔﺎﻩ ﻧﺎﻗﺺ ﺍﻟﻌﻘﻞ ﻭ ﻧﯿﻤﯽﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﺧﻄﺎﺑﻢ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ .
ﮔﺎﻩ ﺳﻨﮕﺒﺎﺭﺍﻧﻢ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ
ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻢ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ
ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻨﺪﯾﺲ ﻣﻘﺪﺳﻢ
ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ .
ﮔﺎﻩ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﻢ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ
ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺣﻀﻮﺭﻡ ﺟﻨﮕﯿﺪﻧﺪ ﻭ
ﮔﺎﻩ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ …
ﮔﺎﻩ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺧﻮﺍﻫﺸﻬﺎﯾﻢ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﻣـــــــــــــــــــــﻦ …
ﻣﺎﺩﺭ ﻧﺴﻞ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻡ
ﻣــــــــــــــﻦ ..
ﺣﻮﺍﯾﻢ، ﺯﻟﯿﺨﺎﯾﻢ، ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﻡ،
 ﻣﺮﯾﻤﻢ .
ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ …
ﮐﻪ ﻣﻦ
ﻧﻪ ﺍﺯ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﭼﭗ ﺍﺕ
ﺑﻠﮑﻪ
ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ، ﺭﺳﺎ ﻭ ﻫم تراﺯ
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﺪﻡ .
ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﮐﻪ ﻣﻦ …
ﻣﺎﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻫﺮﻡ،
 ﻭ ﺗﻮ
ﻣﺜﻞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺯﺍﺩﻩ من!!!                 
 تقدیم به تمام زنان و دختران...ایران



طبقه بندی: مادر، مطالب زیبا، زن، همه مطالب وبلاگ،
برچسب ها: زن، مطالب زیبا، مادر، زنهای ایرانی، دختر های ایرانی، دختر، www.anesherli.ir،

تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393 | 08:57 ق.ظ | نویسنده : raziye | نظرات
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﺳﺎﺗﻴﺪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﻴﮕﻔﺖ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﻴﻼﺗﻢ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﺩﺭ ﻳﻚ
ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﺧﺘﺮ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ ﻓﻴﻠﻴﭗ،
ﻛﻪ ﻧﻤﻴﺸﻨﺎﺧﺘﻤﺶ ﻫﻤﮕﺮﻭﻩ ﺷﺪﻡ. ﺍﺯ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺭﻭ
ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻲ؟ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﮔﻔﺖ ﺁﺭﻩ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺎﻱ ﺑﻠﻮﻧﺪ ﻗﺸﻨﮕﻲ
ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺭﺩﻳﻒ ﺟﻠﻮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ! ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻲ ! ﮔﻔﺖ ﻫﻤﻮﻥ...
ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺵ ﺗﻴﭗ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﻴﻜﻲ ﺗﻨﺶ
ﻣﻴﻜﻨﻪ ! ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﻛﻴﻪ؟ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮﻱ ﻛﻪ ﻛﻴﻒ
ﻭﻛﻔﺸﺶ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺳﺖ ﻫﺴﺖ ﺑﺎﻫﻢ ! ﺑﺎﺯﻡ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﻛﻲ ﺑﻮﺩ !
ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺗﻮﻥ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﻳﻜﻢ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻓﻴﻠﻴﭗ ﺩﻳﮕﻪ، ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺴﺮ
ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﻠﭽﻴﺮ ﻣﻴﺸﻴﻨﻪ ... ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﻗﻴﻘﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻴﻮ ﻣﻴﮕﻪ
ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺎﻭﺭﻱ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﻓﻜﺮ ... ﺁﺩﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ
ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﻔﻲ ﻭ ﻧﻘﺺ ﻫﺎ
ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻪ ... ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺩﻳﺪﻥ ﺍﮔﺮ ﻛﺎﺗﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﺭ
ﻣﻮﺭﺩ ﻓﻴﻠﻴﭗ ﻣﻴﭙﺮﺳﻴﺪ ﭼﻲ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ؟ ﺣﺘﻤﺎ ﺳﺮﻳﻊ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ ﻫﻤﻮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻟﻪ
ﺩﻳﮕﻪ !! ﻭﻗﺘﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺎﺗﺮﻳﻨﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﻳﺪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻛﺮﺩﻡ ﺧﻴﻠﻲ
ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻛﺸﻴﺪﻡ.
" ﭼﻘﺪ ﻋﺎﻟﻲ ﻣﻴﺸﻪ ﺍﮔﻪ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻣﺜﺒﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺒﻴﻨﻴﻢ ﻭ
ﺑﺘﻮﻧﻴﻢ ﺍﺯ ﻧﻘﺺ ﻫﺎﺷﻮﻥ ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﻲ ﻛﻨﻴﻢ



طبقه بندی: مطالب جالب و آموزنده، همه مطالب وبلاگ، مطالب زیبا،
برچسب ها: ویژگی های مثبت یکدیگر را بیشتر ببینیم، ویژگی های مثبت، دید مثبت، مطالب جالب و آموزنده، www.anesherli.ir،

تاریخ : یکشنبه 12 مرداد 1393 | 10:27 ق.ظ | نویسنده : raziye | نظرات

کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند ، ویترین فروشگاه شعور شماست

 

****** 

یک انسان منفی به دنبال مشکل است در هر فرصت

و یک انسان مثبت به دنبال فرصت است در هر مشکل 

****** 

همیشه اشتباهات هنگام وقوع دردناک هستند

اما سالها بعد مجموعه ای از اشتباهات همراه شماست که شما را به موفقیت میرساند 

****** 

رسم زمانه است اگر نرم باشی تو را له میکنند اگر خشک باشی تو را میشکنند. 

****** 

نیازی به انتقام نیست. فقط منتظر بمان

آن ها که آزارت می دهند، سرانجام به خود آسیب می زنند و اگر بخت مدد کند

خداوند اجازه می دهد تماشاگرشان باشی 

****** 

ممکن است به آرامی راه بروم اما هیچگاه به عقب راه نخوام رفت

مگر زمانی که خود را آماده پرش طول ببینم

(کارل لوئیس

****** 

آیا دوست دارید برای صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

به خانه بروید و به خانوادتان عشق بورزید

(مادر ترزا

****** 

خوب یا بد مکالمه شما ، تبلیغات شماست هر زمان که شما دهان خود را باز میکنید

اجازه خواهید داد که افراد ذهن شما را ببینند

(بروس بارتن

****** 

هیچکس قفل بدون کلید نمیسازد

بنابراین خدا مشکلات را بدون راه حل قرار نداده

پس با مشکلات خود ، با اعتماد به نفس بالا برخورد کنید 

****** 

یک “حقیقت مضر” همیشه بهتر از یک “دروغ مفید” است

(اریک بولتون)

******

هرگاه کار سختی باید انجام شود آن را به تنبل ترین فرد واگذار میکنم

چون آسان ترین راه را برای انجام آن پیدا میکند

(کرایسلر

****** 

فقط یک بار جوان هستی. اما می توانی برای همه عمر خام بمانی 

****** 

همیشه به خاطر داشته باش

کسی در جایی به خاطر وجود تو خوشبخت است.

 




طبقه بندی: مطالب جالب و آموزنده، سخنان بزرگان، مطالب زیبا،
برچسب ها: جملات زیبا، مطالب جالب و آموزنده، سخنان بزرگان، مطالب زیبا، همه چیز از همه جا،

تاریخ : شنبه 20 مهر 1392 | 11:41 ق.ظ | نویسنده : raziye | نظرات
http://anesherlii.persiangig.com/image/10_.jpg


کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید،اما من به این

کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد:در میان تعداد بسیاری از

فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد.

اما کودک هنوز اطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه: اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن

ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند. خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خوان دو هر روز به تو لبخند

خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.

کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟..خداوند او را نوازش کرد و

گفت: فرشته تو، زیباترین و شیرین‌ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و

صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.

کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟ اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود. خداوند

لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..

خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهمیتی ندارد،می توانی او را مـادر صدا کنی.





طبقه بندی: زن، مادر، مطالب زیبا،
برچسب ها: فرشته، مادر، مطالبزیبا، فرشته ای به نام مادر، همه چیز از همه جا، www.anesherli.ir،

تاریخ : پنجشنبه 18 مهر 1392 | 05:22 ب.ظ | نویسنده : raziye | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.