تبلیغات
گلهای کریستالی - مطالب مطالب خنده دار

تا حالا دقت کردین هربار یه چیزی رو یه جای مطمئن قایم میکنیم، یادمون میره اون جای مطمئن کجا بوده

تا حالا دقت کردین تو فیلما آدم بده وقتی می خواد آدم خوبه رو بکشه کلت تو دستشه و انگشتش رو ماشه نیم ساعت از نقشه های شومش تعریف میکنه . . .
دقیقا وقتی می خواد ماشه رو فشار بده یکی از راه می رسه از پشت سر یه گلوله می زنه پشت سرش !!

 

تا حالا دقت کردین یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی . . .
همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه میفهمی چه غلطی کردی !!

 

تا حالا دقت کردین همه به چراغ راهنمایی میگن چراغ قرمز !!

 

تا حالا دقت کردین تو کل کل‌های ایرانی‌ ها ، همیشه همه برای خودشون متاسفند !؟

 

تا حالا دقت کردین دقیقا هموون روزی که میخاین برین بیرون یا درس دارین تمام کانالا توپ ترین فیلم های سالو میزاره !!

 

تاحالا دقت کردین وقتی واسه یه چیزی یا کاری لحظه شماری میکنید چقدر زمان دیر میگذره !

 

 

تا حالا دقت کردین قبلاً هر چی موبایل کوچکتر بود با کلاس تر بود ، الان هر چی بزرگتر باشه !

 

 

تا حالا دقت کردین وقتی یکی بهت میگه : « اگه یه سوال ازت بپرسم راستشو بهم میگی ؟ » نگران می شی ، یاد تمام دروغا و کارای بدی که انجام دادی میفتی ؟!

 

تا حالا دقت کردین تو فیلما وقتی پلیسه دنبال مجرمه س یا مجرمه دنبال پلیسه همیشه میگه : من اونو میخوام . . . زنده !

 

تا حالا دقت کردین تو این فیلما که نشون میدن هر کی می افته تو آب اصلا شنا بلد نیست ولی اون که بیرن واستاده در حد یه غریق نجات کامله !

 

تا حالا دقت کردین همیشه وقتی حوله رو تو حموم میخوای برداری یکی از لباسات میفته رو زمین خیس میشه ؟!

تا حالا دقت کردین دو ساعت درس میخونی ساعتو نگاه میکنی میبینی نیم ساعت گذشته !
نیم ساعت میای پای کامپیوتر ساعتو نگاه میکنی میبینی دو ساعت گذشته ؟!

 

تا حالا دقت کردین نشده یه بار این جعبه دستمال کاغذی رو باز کنیم ، برگ اولش درست مثل بچه آدم بیاد بیرون ؟

 

تا حالا دقت کردین بزرگ ترین دروغ پشت تلفن چیه ! سلام رسوندن بچه ها !

 

 

تا حالا دقت کردین هر موقع میریم لباس بخریم  ، دقیقا اون لباسیرو که پسندیدیم خود فروشندهه چند رنگشو برداشته چون جنسش عالیه !

 

تا حالا دقت کردین تو تاکسى اگه دقیقا جایى که میخواى پیاده شى به راننده بگى ۵۰ متر جلوتر مى ایسته ، ولى اگه ۵۰ متر قبل از مقصد بگى فورا ترمز میگیره !! 




طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: تا حالا دقت کردین؟ (طنز)، تا حالا دقت کردین؟، مطالب خنده دار، مطالب طنز، همه چیز از همه جا، www.anesherli.ir،

تاریخ : جمعه 19 مهر 1392 | 05:43 ب.ظ | نویسنده : raziye | نظرات
 
 
 
 
احتمالا تا حالا اسم شنقل رو شنیدید اگر نشنیدید حتما دیگه اسکول رو شنیدید
 
اسکول پرنده ایه که غذاشو قایم می کنه یادش می ره کجا قایم کرده
 
 
 
 
 
 
 
حالا شنقل پرنده ایه که غذاش رو میده اسکول براش نگه داره ....
 
الهی



طبقه بندی: مطالب خنده دار، مطالب جالب و آموزنده،
برچسب ها: مطالب جالب، اسکول، شنقل، همه چیز از همه جا،

تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1392 | 05:22 ب.ظ | نویسنده : raziye | نظرات
تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392 | 04:59 ب.ظ | نویسنده : raziye | نظرات


اصفهانیه داشته توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ كیلومتر در ساعت می رفته كه پلیس با دوربینش شكارش می كنه و ماشینشو متوقف می كنه. پلیسه میاد كنار ماشینو میگه: گواهینامه و كارت ماشینو بدین.

اصفهانیه میگه: من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. كارتا ایناشم پیشی من نیست. من صَحَبی ماشینا كشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب.. حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار كونم، شوما منا گرفتین.

پلیسه كه حسابی حیرت زده شده بوده بیسیم میزنه به فرمانده اش و عین قضیه رو تعریف می كنه و درخواست كمك می كنه. فرمانده اش هم میگه تو كاری نكن من خودم دارم میام.

فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل میرسونه و به راننده اصفهانی میگه: آقا گواهینامه؟ اصفهانیه گواهینامه اش رو از تو جیبش در میاره میده به فرمانده. فرمانده میگه: كارت ماشین؟ اصفهانیه كارت ماشین كه به نام خودش بوده رو از تو جیبش در میاره میده به فرمانده. فرمانده میگه: در صندوق عقبو باز كن.. اصفهانیه درو باز میكنه و فرمانده میبینه كه صندوق هم خالیه.

فرمانده كه حسابی گیج شده بوده، به اصفهانیه میگه: پس این مأمور ما چی میگه؟

اصفهانیه میگه: چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم میخاد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت میرفتم؟ 




طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: اصفهانی و سرعت زیاد، اصفهانی، جوک، مطالب خنده دار،

تاریخ : پنجشنبه 4 مهر 1392 | 08:44 ق.ظ | نویسنده : raziye | نظرات

حوالی سال 1230 ه.ش:
مرد: دختره‌ خیر ندیده! تا نكشمت راحت نمیشم!
زن: آقا ، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا یه بار بلند خندیده!
مرد: بلند خندیده؟! اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا خدا سایه شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه.
نیم قرن بعد ، سال 1280:

مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه!
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گیره‌ها! شكر خورد. دیگه از این شكرها نمی‌خوره. قول میده!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسه ما نگه داره.
یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1330:

مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه و كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! دختره چشم سفید حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟!
زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده سكته می‌كنین! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می بخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه.
حوالی سال 1360:

فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار ؟!
زن: حالا تو عصبانی نشو. دوستاش یادش دادن این حرفا رو! خدا تو رو برای ما حفظ كنه.
همین چند سال پیش ، سال 1380:

مرد: كجا؟! می‌خوای با این مانتو آستین كوتاه و شلوارك (شلوار برمودا) بری بیرون؟! می‌كشمت! من ، تو رو ، می‌كشم! زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین!
مرد: من اینطوری نیستم! دختر ، لااقل یه كم اون شلوارو پایین‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!

سیر مرد سالاری از عهد بوق تا اب

حوالی سال 1230 ه.ش:
مرد: دختره‌ خیر ندیده! تا نكشمت راحت نمیشم!
زن: آقا ، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا یه بار بلند خندیده!
مرد: بلند خندیده؟! اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا خدا سایه شما رو هیچوقت از سر ما كم نكنه.
نیم قرن بعد ، سال 1280:

مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه!
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گیره‌ها! شكر خورد. دیگه از این شكرها نمی‌خوره. قول میده!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسه ما نگه داره.
یك قرن بعد از اولین رویداد ، سال 1330:

مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه و كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! دختره چشم سفید حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟!
زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده سكته می‌كنین! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می‌شه و دختر گناهكارشو می بخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه.
حوالی سال 1360:

فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر میرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار ؟!
زن: حالا تو عصبانی نشو. دوستاش یادش دادن این حرفا رو! خدا تو رو برای ما حفظ كنه.
همین چند سال پیش ، سال 1380:

مرد: كجا؟! می‌خوای با این مانتو آستین كوتاه و شلوارك (شلوار برمودا) بری بیرون؟! می‌كشمت! من ، تو رو ، می‌كشم! زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین!
مرد: من اینطوری نیستم! دختر ، لااقل یه كم اون شلوارو پایین‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی




طبقه بندی: مطالب خنده دار،

تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392 | 07:07 ب.ظ | نویسنده : raziye | نظرات

خانمها چطور نیمرو درست میکنن؟

1-     ماهیتابه را میزارن رو گاز

2-     توی ماهیتابه روغن میریزن

3-     اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
4-     تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن

5-     چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن

آقایون چطور نیمرو درست میکنن؟

1-     توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن

2-     توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن

3-     ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن

4-     توی ماهیتابه روغن میریزن

5-     توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن

6-     یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن

7-     چند تا فحش میدن

8-     دنبال کبریت میگردن

9-     با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره

10-  ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد )!

11-  ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن

12-  تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن

13-  چند تا فحش میدن و لباس میپوشن

14-  میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن

15-  تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن

16-  روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن

17-  تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن

18-  دنبال نمکدون میگردن

19-  نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن

20-  دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن

21-  نمکدون رو پر از نمک میکنن

22-  صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون

23-  نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن

24-  بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه

25-  چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن

26-  توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن

27-  با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن

28-  صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون

29-  سریع برمیگردن توی آشپزخونه

30-  تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن

31-  ماهیتابه رو میندازن توی سینک

32-  دنبال ظرفهای مسی میگردن

33-  قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن

34-  چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن

35-  یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن

36-  چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن

37-  یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه

38-  روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن

39-  چند تا فحش میدن و بلند میشن

40-  نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن

41-  قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن

42-  چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن

43-  با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن

44-  پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن

45-  نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن




طبقه بندی: مطالب خنده دار،
برچسب ها: فرق نیمرو درست کردن آقایان و خانم ها، خانمها چطور نیمرو درست میکنن؟، آقایون چطور نیمرو درست میکنن؟، طنز،

تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392 | 08:55 ب.ظ | نویسنده : raziye | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.